همهچی از یه پرنده شروع شد. یه زاغی اوراسیایی به اسم فندوق که وقتی جوجه بود، با دیدن هر خوراکی، انگار کنسرت هیجان برگزار میکرد: بال میزد، بدنشو تکون میداد، منقارش باز میکرد و تو لحظهای پر از زندگی، لقمه رو میگرفت و میخورد. اما با گذر زمان، انگار فندوق یه زندانی شد توی ظرف …
ادامه مطلب 🐛 میلوورم، فوش مرغ، و مکاشفهای که با یه لقمه شروع شد!
برچسب: خاطرات
یک یادآوری از لاویچ – خاطرات و مسیر پیش رو
مدتی است که درباره لاویچ (LOVEECH) صحبت نکردهام. این نام، که از سال ۲۰۰۵ با عشق و اشتیاق پایهگذاری شد، برای من چیزی فراتر از یک لیبل موسیقی بوده است؛ لاویچ بخشی از زندگی، خاطرات و مسیر هنری من است. هر آهنگی که منتشر شد، هر ایدهای که در قالب موسیقی جان گرفت، و هر …
ادامه مطلب یک یادآوری از لاویچ – خاطرات و مسیر پیش رو
