🌄 در آغوش آتش!

تحلیل نهایی بر یادداشت‌های «طلوع از دل خاکستر» 🌤 پیش از مطالعه‌ی این بخش، پیشنهاد می‌شود ابتدا دو یادداشت اصلی با عنوان‌های طلوع از دل خاکستر! (بخش نخست) و طلوع از دل خاکستر! (بخش دوم) مطالعه شوند. آن دو نوشته، زمینه‌ساز مفاهیم این تحلیل‌اند. ⏳ زمان؛ بی‌وقفه و بی‌رحم در جمله‌ی «آیا تا به‌حال لحظه‌هایت …
ادامه مطلب 🌄 در آغوش آتش!

مثل مدرسه درس می دهد، مثل آتش می سوزاند!

زمان ماده ای است که از «گذشته» ساخته شده است، مثل مدرسه درس می دهد، مثل آتش می سوزاند و این مرد باید به آتش نگاه کند، آن را بو کند، خود را با آن گرم کند یا برای همیشه جاهل بماند! حسین صباغی Time is a substance made from the “Past”, it teaches like …
ادامه مطلب مثل مدرسه درس می دهد، مثل آتش می سوزاند!

حرف های ناگفته در قبرستان خاطرات

من احساس می کنم که گاهی برای بودن با کسانی که دوستشان داریم، نیاز به برقراری تماس تلفنی نیست.گاهی مرور خاطرات آنها بیشتر از تماس های تلفنی و دیدارها، به دل می چسبد! و ما گاهی حرف هایی را مرور می کنیم که اصلا گفته نشده اند…